counter create hit

مطالب مرتبط:

طبیعت زیبا و بکر در کلاله + عکس ها

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از  گروه شهروند خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان؛ شهروندخبرنگار ما تصویرهایی زیبا و دوست داشتنی از طبیعت بهاری در شهرستان کلاله  استان گلستان را فرستاده است. مرجع: سلیم – گلستان (کلاله) برای تعلیم اصول تصویربرداری خبری برای شهروندخ ...

سونامی نوروزی در مقاصد سفر ایرانی ها

روز گذشته قطار تعطیلات نوروزی در حالی به ایستگاه پایانی خود رسید که بنا بر اعلام رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از روز ۲۷ اسفند تا پایان روز ۱۱ فروردین ۵۸ میلیون و ۴۳۳ هزار و ۸۱۸ نفر شب اقامت در کشور به ثبت رسیده و در مقایسه با مدت مشابه در نوروز س ...

ایرانگردی در ۱۳ روز با تلفن همراه

نگاه توسعه ای اپراتورهای ارتباطی باعث شکل گیری پوشش متوازن ارتباطات در کشور و نهایتا ایجاد بار ترافیکی متوازن در ایام نوروز برای اقصی نقاط گردشگری کشور شد. ...

سردار رحیمی: تهرانی ها هنوز از مسافرت بازنگشته اند

سردار رحیمی با بیان اینکه هنوز برخی از شهروندان تهرانی به منازل خود بازنگشته اند و در تعطیلات نوروزی بسر می برند، گفت: ماموریت های پلیس هنوز پایان نپذیرفته است و تا بازگشت شهروندان به تهران همچنان ادامه دارد. ...

سفر کوتاه بین‌اپراتوری؛ چاره کیفیت پایین موبایل

اگر یک اپراتور در محلی پوشش مناسبی نداشته باشد، مشترک میâتواند از پوشش شبکهâای اپراتور دیگری استفاده کند؛ این طرح همان رومینگ ملی است که میâتواند دغدغه پوشش شبکه را تا حدی برای کاربران حل کند. ...

تشکیل وزارت گردشگری و تفحص از استقلال و پرسپولیس در دستور کار هفته آینده مجلس

نمایندگان مجلس در جلسات علنی هفته آینده گزارش نهایی تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان و تحقیق و تفحص از دو باشگاه پرسپولیس و استقلال را در دستور کار دارند. ...

۸ نکته امنیتی-نظامی از سفر وزیر دفاع به روسیه

وزیر دفاع در جریان سفر به روسیه چند نکته مهم امنیتی ــ نظامی بیان کرده که قابل توجه است.

حال و هوای این روزهای سرمربی پیشین ” استقلال ” ؛ ” منصوریان” کجاست و چه می کند ؟

سرمربی سابق استقلال دوباره به کشور ژرمن ها مسافرت کرد، البته هدف از این سفر شرکت در کلاس های مربیگری می باشد.علیرضا منصوریان با وجود اینکه این روزها از فوتبال دور افتاده ولی همچنان در فکر بازگشت به میادین می باشد و در صدد است تا با شرکت در کلاس های پیشرفته ...

سرزمین مقدس و تاریخی اردکان در استان یزد پر از شگفتی و ماجراهای رنگارنگ

برای سفر به اردکان کافی است راهی استان یزد شوید. نخستین شهری که از سمت شمال استان سر راه قرار دارد اردکان است. نوشته سرزمین مقدس و تاریخی اردکان در استان یزد پر از شگفتی و ماجراهای رنگارنگ اولین بار در گردشگری پدیدار شد. ...

تصویرهایی از دپوی آشغال در روستای قیصریه

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از  گروه شهروند خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان؛ انباشت آشغال در طبیعت زیبا و بکر روستای قیصریه شهرستان سراب موجب آلودگی محیط زیست این منطقه شده و شهروندخبرنگار ما تصویرهایی را تهیه و فرستاده است. مرجع: شعروندخبرنگار – آذربایجان شر ...

شروط سفر بدون ویزا به اروپای شرقی

با این که صربستان با لغو ویزا درهای خود را به روی ایرانی ها گشوده، اما سفر به آن مثل ترکیه خیلی هم آسان نیست و باید قواعد و شرایطی را رعایت کرد تا بدون ویزا به اروپای شرقی راه یافت. ...

ضیافت شام بن سلمان با ماکرون در موزه لوور/ محموله های بزرگ چمدان ولیعهد عربستان سوژه رسانه ها شد

ولیعهد عربستان در سفری که تنها سه روز است با خود محموله ای بزرگ از چمدان را به پاریس برده و تصاویر منتشر شده در شبکه های خبری نشان می دهند که کارگران در حال تخلیه این چمدان ها و انتقال به محل اقامت وی هستند. ...

سفر کمیسیونر مهاجرت، امور داخلی و شهروندان اتحادیه اروپا به تهران

دیمیتریس آوراموپولوس«Dimitris Avramopoulos » کمیسیونر مهاجرت، امور داخلی و شهروندان اتحادیه اروپا به تهران سفر میâکند.

تاریخ بدون قرآن و عترت اعتباری ندارد/ جایگاه تنزل یافته زن در فلسفه غرب

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایکنا؛ حجت الاسلام والمسلمین حسین طائب، استاد تاریخ حوزه، در نشست علمی «تاریخ در قرآن» که در مجمع عالی تفسیر حوزه برگزار گردید گفت: تاریخ در قرآن به خاطر نقش تربیتی برای آدم، جایگاه مخصوص دارد. این استاد حوزه اضافه کرد: مست ...

هافبک استقلال هم از سفر به تبریز جا ماند

بهنام برزای هم به دیدار استقلال و گسترش فولاد تبریز نرسید.

ظریف وارد پایتخت نامیبیا شد

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در ادامه سفر خود به آمریکای جنوبی و آفریقا و در آخرین مقصد این سفر ساعتی پیش وارد ویندهوک پایتخت نامیبیا شد. ...

اتفاق عجیب در سفر استقلال به کویت + عکس

اتفاق عجیب در سفر استقلال به کویت + عکس

در مسیر استقلالی ها به سمت فرودگام امام خمینی (ره) اتفاق عجیبی افتاد.

ایرانی ها در نوروز ۹۷ بیشتر به کدام کشور ها رفتند؟

معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: رتبه اول سفر خارجی مردم ایران در نوروز متعلق به کشور ترکیه است که به چندین شهر آن امکان سفر هوایی وجود دارد، در رتبه های بعد کشورهای ارمنستان، آذربایجان و عراق قرار دارند. ...

شهیدی به دست او قطع شد امروز تحت پوشش برای پنهان کردن ...

شهیدی که دست قطع شده اش را یک روز زیر کت قایم کرد

به گزارش یک راهنمای سفر قرض گرفته شده از گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم, در هر سال پس از شهادت فرزند پدر راوی از فرزندان او بود که مسیر en, توسط, در گذر زمان در فراموشی ... اگر چه سن پدر گذشته اما خاطرات خوب با جزئیات. زبان شیرین مادر راوی را روز به تمام کودکان در راه اسلام قدم در مقابل گفت: "در این راه بانوی اول و پس از آن آر. پدر شهدای سوال از معنی چند دقیقه صمیمی از اعضای مرکز فرهنگی که به مناسبت سالگرد تولد P-واحد زندگی در این منطقه از روز از حضور کودکان در مقابل گفت که او را به ادامه بخوانید: بیشتر از نیاز غلامرضا موحد دانش پرسید: آنچه من به بیهوده گویی به مشورت با یک پسر شاهد نیز بارها گفته است که ما کاری نکردیم. حاج غلامرضا توضیح می دهد: «من ابتدای جوانی یک شاگرد سلمانی بودم. افتخارم این بود کاری از دستم بر می آید و سرباز جامعه هستم. سال ۳۵ ازدواج کردم. علیرضا ۲۷ شهریور ۱۳۳۷ به دنیا آمد. زمان به سرعت گذشت آن زمان دو نوع مدرسه اسلامی و ملی بود. قرار شد اسم علیرضا را در مدرسه بنویسیم. خانه هم از مدرسه دور بود. پشت ورزشگاهی مدرسه اسلامی نوبخت بود که یک روحانی مدیریت آن را برعهده داشت. دست علیرضا را گرفته بودم که باهم برویم مدرسه ثبت نام کنیم. بی توجه از جلوی مدسه که رد شدیم علیرضا گفت کجا می رویم؟ گفتم برای اسم نویسی مدرسه می رویم. علیرضا گفت اینجا مدرسه است. قسمت شد در همان مدرسه اسمش را بنویسیم. بازیگوشی های دو برادر علیرضا با محمدرضا سه سال اختلاف سنی داشت. محمدرضا متولد ۴۰ بود. باز برای ثبت نام محمدرضا در مدرسه هم همین اتفاق افتاد. مدرسه ای به نام مدرسه اسلامی پاداش بود اسمش را در همان مدرسه نوشتیم. ناخوداگاه به خواست خود این بچه ها یا خواست خداوند این ها وارد مدرسه اسلامی شدند. فاصله سنی کم دو برادر باعث شده بود جور دیگری باهم صمیمی باشند، مخصوصا که در مقطعی با هم به مدرسه می رفتند. جمع خصوصیات هر دو برادر و اخلاق و خصوصیات منحصر به فردی که هر کدامشان داشتند باعث شده بود پدر و مادر از آن ها راضی باشند. پدر در نقل خاطره ای از دوران نوجوانی دو برادر و بازیگوشی های آن ها می گوید: «یکبار خبر دادند محمدرضا زمین خورده و سرش شکسته است. به مدرسه رفتیم، فهمیدیم تاب به سرش خورده و ۱۸ بخیه زدند. پرسیدم چرا اینطور شدی؟ بهم نگاه کردند و لبخند زدند. گویا علیرضا زمان خوردن ناهار به هر کس که از کنار سفره که رد می شد غذا تعارف می کرد برای همین چیزی از غذا برای محمدرضا نمانده بود. محمدرضا عصبانی می شود و علیرضا را تهدید می کند که به پدر می گویم. ظهر که باهم بازی می کردند محمدرضا سوار تاب بود و علیرضا او را هل می دهد، یک لحظه علیرضا وسوسه می شود و تاب را محکم هل می دهد که چشم محمدرضا سیاهی می رود و به زمین می افتد. پدر ادامه می دهد: محمد فارغ التحصیل اتومکانیک و علیرضا فارغ التحصیل برق هنرستان بود. بعد از اینکه درس علیرضا تمام شد برای گذراندن دوره سربازی به شاهرود رفت. یک هفته من به دیدنش می رفتم یک هفته او می آمد. وقتی امام به سربازها دستور دادند از پادگان ها فرار کنند، علیرضا به تهران آمد. ماجرای دستگیری هویدا و نصیری توسط شهید موحد دانش علیرضا در جریان انقلاب پا به پای مردم انقلابی فعالیت های ضد شاهنشاهی می‌کرد. از حضور در تظاهرات تا نگهبانی اسلحه‌خانه‌ها و محل‌های استقرار ضد انقلاب و بازماندگان رژیم قبلی. بعد از پیروزی انقلاب یکبار که علیرضا در حال پاسبانی روی برجک بود نصیری و هویدا از عوامل رژیم شاه را می بیند که از کاخ بیرون می رفتند. کمی سر و صدا می کند اما کسی متوجه نمی شود. می دود پاره ای آجر برمی دارد و به سر نصیری می زند این کار را که می کند مردم اطراف متوجه ماجرا می شوند و نصیری و هویدا را به زندان می اندازند. پدر شهیدان موحد دانش می گوید: علی مدتی از محافظان مقام معظم رهبری و محمدرضا محافظ دکتر آیت بود. علیرضا از اولین نیروهایی بود که سپاهی شد. یک روز از طرف سپاه برای تحقیقات به منزل می آیند که خود علیرضا در را باز می کند. سوال اولیه را می پرسند نیم ساعتی از او سوال می کنند که آیا علی را می شناسید؟ این هم نمی گوید منم. کامل سوالات را جواب می دهد. در آخر که می پرسند کی به خانه می آید؟ علیرضا می گوید یک ساعت است وقت من را گرفتید. علیرضا عضو گردان ۶ و ۹ تهران بود. در واقع هر کجا که کار نشدنی ای بود او هم حضور داشت. محمدرضا یکسال بعد از فارغ التحصیلی دنباله رو علیرضا شد. پدر که همیشه دوس داشت روزی برسد که علیرضا خودش بگوید می خواهد ازدواج کند بلاخره این روز را می بیند. پدر در تعریف خاطره آن روز می گوید: یک شب ساعت ۱۱ بود که با چند نفر از دوستانش با تویوتایی پر از اسلحه از کردستان به خانه آمدند. من تا صبح نتوانستم بخوابم. صبح مادرش گفت علی دیشب به من گفته من نصف دینم را دارم و می خواهم نصف دیگرش را داشته باشم تا کامل شود. گفتم تا مستقیم به خودم نگوید قبول نمی کنم. صبح رفتند اسلحه ها را تحویل دادند و شب به خانه آمدند. خواست درباره ازدواج حرف بزند گفتم با قدرت بگو مگر می خواهی دزدی کنی. موضوع را گفت. آن زمان علیرضا دستش قطع شده بود، خواهر شهیدی را پسندید و باهم قرار گذاشتند. در این فاصله محمد ۱۲ اردیبهشت به شهادت رسید. چهلمش را برگزار کردیم. پایان مراسم چهلم عروس علیرضا را به همه معرفی و اعلام کردیم فردای چهلم برنامه علیرضا را داریم. دخترم هم عقد کرده بود. از مجلس بیرون آمدیم به پدر داماد گفتیم عروست را ببر. دو روز بعد برای خواندن خطبه عقد خدمت امام(ره) رفتیم. آن زمان پدر داماد را راه نمی دادند. من عین راننده تاکسی دم در ایستادیم و مابقی نزد امام رفتند و خطبه عقد جاری شد. علیرضا برای عروسی اعلام کرد چیزی نمی خواهد و می خواهد عروسی را در مسجد بگیرد. مسجدی قدیمی را انتخاب کردیم که بچگی بچه ها و خودمان در این مسجد گذشت؛ عروسی را گرفتیم. علیرضا از اینجا زندگی دار شد. دستش را یک روز زیر کتش قایم کرد پدر ماجرای مجروحیت دست علیرضا را اینطور تعریف می کند: علیرضا که به شهادت رسید فقط نزدیک به ۵۰ نفر آمدند و به ما گفتند با علیرضا بودیم که شهید شد. یکی می گفت ترکش خورد، یکی می گفت نارنجک خورده، خود ما هم مانده بودیم. مسئولیت صبح عملیات بازی دراز بر عهده علیرضا بود. صبح علیرضا بلند می شود همه را برپا می دهد. دشمن از چادر آخر پاتک زده و جلو آمده بود تا علی را می بینند او را به رگبار می بندند. وقتی تیر می خورد از کنار صخره پایین می آید. دشمن تیرهایش که تمام می شود، نارنجک پرتاب می کند. تا می آید که نارنجک را بردارد در دستش منفجر می شود. دستش را می گذارد زیر اورکتش تا شش بعد از ظهر که عملیات تمام می شود. فرماندهان می بینند رنگ و روی علیرضا پریده است می فهمند دستش قطع شده. علیرضا را می برند امداد و می گویند باید عمل شوی. ساعت سه نصفه شب علی را به تبریز می برند. کمی شلوغ می کند که چرا من را آورده اید بیمارستان؟ اتفاقی نیافتاده است. دیده بودند یکی از اسرایی که از عراقی ها گرفته اند خیلی ناراحت است. پرسیده اند چه شده؟ گفته بود من نارنجک را پرتاب کردم. علیرضا همانجا قمقمه آبش را می آورد به این عراقی می دهد. این از ایمان قوی بچه ها بود. نام فرزندم را امام(ره) انتخاب کند بار آخری که علیرضا به جبهه می رفت پدر گفته بود این بار با دفعه های قبل فرق می کند چون همسر داری و چه بسا فرزند هم داشته باشی. از علیرضا کمک خواسته بود که در نبودش با خانواده اش چه کند؟! پدر شهید توضیح می دهد: یک مقدار من پول داشتم و یک مقدار هم خودش جمع کرده بود، رفتیم یک ماشین خریدیم و به نام من هم کرد. گفتم چرا به نام من کردی؟ گفت من را با آتش جهنم طرف نکن. فقط سفارش کرد اگر بچه دار شدم اسم فرزندم را حضرت امام(ره) انتخاب کند. علی رفت و ۱۳ روز بعد به شهادت رسید. به مناسبت شهادتش امام خامنه ای در نماز جمعه اعلام کرد چند تن از فرماندهان شهید شدند و ما آنجا فهمیدیم علی شهید شده. دوشنبه ها امام(ره) با خانواده های شهدا دیدار داشت. علی سفارش کرده بود در این روز به دیدن آقا نروید که متوجه نشود یک خانواده به خانواده شهدا اضافه شده. سر موضوع بچه ترغیب شدیم به دیدم حضرت امام(ره) برویم. ابتدای دیدار دست ایشان را بوسیدم. می خواستم بگویم ما خانواده شهید هستیم ولی به حساب آن حرف علیرضا نمی توانستم حرفی بزنم. به آقا گفتم پسرم ازدواج کرده بود و سفارش داشت که نام فرزندش را شما انتخاب کنید. گفت اگر پسر بود عبدالله بگذارید و اگر دختر بود فاطمه، که خدا فاطمه را به ما داد. منبع:دفاع پرس انتهای پیام/ بازگشت به صفحه رسانه‌ها